رادینم امروز وارد بیست ماهگی شد
نوزده ماه گذشت و روز به روز بزرگتر میشی و باهوشتر![]()
ولی متاسفانه با اینکه دندونهای نیشت هم دراومدن هنوزم کم اشتهایی![]()
![]()
الان 16 تا دندون دادری عشق مامان![]()
چند تا کلمه ی جدید مثل نخ و عکس و در و .. هم میگی ولی هنوزم تلاش چندانی واسه صحبت نداری 

اینم رادین گلم توی 19 ماهگی![]()
![]()
![]()
اولین باری که تخم مرغ سالم دادم بهت خودت بخوری
استقبال کردی و کلشو خوردی
جدیدا اصرار داری همه چی رو خودت بدون کمک ما بخوری![]()



وقتی سرصبح پستچی کت و شلوار پسرگلمو میاره و مامانی تا رادین بیدارمیشه از ذوقش اول کت و شلوارتو تنت می کنه
![]()
قربون چشمای پفیت بشم خوشتیپ من![]()




با همه هشدارا و ومراقبتای ما آخرش دستتو با بخاری خونه ی باباجون و مامان جون سوزوندی و کلی گریه کردی![]()
![]()



وقتی که می خوایم بریم ددر و اصرار داری خودت کلاهتو بپوشی







پسر کاری مامان که تو خونه تکونی به مامانش کمک می کنه![]()
![]()




رادین و بچه هاش![]()






اینجام بعد کلی دویدن و پیاده روی بیهوش شدی![]()

کیف بابایی رو قاپیدی


اینم ریسه ی اسمت که چند ماه پیش به خاله ماری سفارش دادم واست درست کنه![]()

اینم کفشی که واسه عیدت خریدیم![]()
![]()

سرصبح رادین سرحال![]()




توی خونه تکونی تشک نوزادیتو یافتم و تو بردیش روش بخوابی
هم خوشحال شدم دیدم پسرکم بزرگ شده و قد کشیده و هم ناراحت به خاطر گذشت سریع روزها
کلی حس ضد و نقیض دوست داشتم آخه مطمئنم بعدها دلم واسه الانت تنگ میشه![]()
پس روزها لطفا آرومتر بگذرین


شیطون بلای مامان





17 اسفند 1394


رادینم امروز وارد بیست ماهگی شد
