سفر بابایی
سلام گل پسرم ![]()
دیروز خبردادن که پسرعموی بابابزرگ فوت شدن و بابایی و بابا جون رفتن تشییع جنازه و من و تو هم اومدیم پیش مامان جون و دایی حامد
امروز هم می خوان برگردن که هوا حسابی بده و طوفانی
قربون گل پسرم بشم که حسااااابی شیرین و خوش خنده و ناناز شده
خیلی دلبری می کنی گلم![]()
البته چند روزه غر هم زیاد می زنی و شبا بد می خوابی![]()
نمی دونم چرا؟؟؟
دیشب نذاشتی من تا صبح بخوابم و الان چشام باز نمیشه![]()
ولی اشکالی نداره نفس من
وجودت واسم بشتر از یه دنیا ارزش داره![]()
راستی از امروز دیگه یاد گرفتی وقتی می خوای بری بغل کسی دستاتو دراز می کنی و می ری بغلش
مامان فدات بشه گلم![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سفر بابایی 
